می 68 در فرانسه

    

بخشی از مقدمه مترجمان:

...

شاید بتوان خنده‌های سرمستانه‌ای را به وضوح دید و شنید که عاملان نو-سرمایه‌داری به واسطه پیروزی در برابر جنبش 68 و توفیق یافتن در پروژه سیاست-زدایی چهل سال اخیر خود سر می‌دهند. شاید بتوان مبارزان آرمانخواهی را بازشناخت که با کراوات‌های رنگارنگشان ساختمان‌های این اداره یا آن وزارتخانه را بالا و پایین می‌روند. شاید بتوان به کرات جملات قصار رنگارنگی را شنید که خبر از سرمایه‌داری به عنوان پایان تاریخ، یا شکل نهایی تمدن بشر می‌دهند. شاید بتوان نظام‌هایی را مشاهده کرد که با ادعای دموکراسی، آزادی و حقوق بشر علی‌رغم مخالفت مردمشان علنا به هر کجای جهان که اراده کنند، لشگر می‌کشند و از طرفی نهادهای جامعه‌شان چنان عقیم شده‌اند که جز ژست‌های هنری یا وراجی‌های بی‌خاصیت، هیچ کاری از دست‌شان برنمی‌آید؛ و از طرف دیگر نهادهای بین المللی از قبیل سازمان ملل و شورای امنیت نه تنها از انجام رسالت اصلی خود، یعنی جلوگیری از چنین اقدامات جنگ‌طلبانه‌ای عاجز می‌مانند، بلکه حتی در راستای کمک به پیشبرد صلح ! نیروهای نظامی و جنگ افزارهای تسلیحاتی به منطقه اعزام می‌کنند. شاید بتوان میلیون‌ها تُن آرد و گندم را دید که کشوری برای از دست ندادن بازار و بالا نگه داشتن قیمت به دریا می‌ریزد و کمی آنسوتر مردمی را مشاهده کرد که از گرسنگی جان می‌دهند. اما با این همه می 68 همچنان همچون گسستی در دل نظام سرمایه‌داری، بالاخص امریکا و اروپای غربی باقی مانده است که اتفاقا به دلیل سرکوب و نادیده گرفتن مطالبات حقیقی‌اش، همچون دملی چرکین هر لحظه در انتظار ترکیدن است. تنها عاملی که این انفجار را تاکنون به تاخیر انداخته، قدرت زایدالوصف نظام لیبرال سرمایه‌داری در پنهان ساختن آن با معطوف کردن اذهان به مسائلی بی‌ربط و هدر دادن انرژی توده‌ها به وسیله سوق دادن آن‌ها به مجاری‌ای غیر-سیاسی است. در نتیجه تنها امری که می‌تواند این انفجار را به جلو بیاندازد، مواجهه با وضعیت اسفبار فعلی بشر، پذیرش شکست نه از سر ضعف، بلکه در عین تعهد به آرمان‌های جهانشمول گذشته و در یک کلام تاکید بر "سیاست" در مقام کلید گشاینده امر ممکن، یا به منزله رمز عملیاتی است که هر چند این روزها وقوعش را محال نشان می‌دهند، اما خواست‌اش هر لحظه زیر پوست جامعه جهانی قابل مشاهده است. فقط کافیست چشمانمان را بگشاییم، به دست‌هایمان بنگریم و محال را بطلبیم.

 

------------------------------------------------------

متن کامل مقدمه مترجمان و صفحات ابتدایی کتاب را اینجا بخوانید

http://www.ketab.ir/DataBase/BookPdf/90224004.pdf

واکنش ها به کتاب:

روزنامه شرق

http://www.sharghnewspaper.ir/Pdf/90-03-30/13.pdf

روزنامه اعتماد

http://www.etemaad.ir/Released/90-04-11/226.htm

/ 6 نظر / 10 بازدید
تایماز

خب یه جورایی این شیوه ی بیان دافعه داره یهو برای چون من محافظه کاری. اما به هر حال هرگز راست بودن مانع از خوندن چیزهایی که بوی چپ می دهند نشده برام. خلاصه ش کنم فارغ از همه چیز خوشحال شدم که به هر طریق این وبلاگ رو هم یافتم

تا جايي كه من مي دونم ، بيشتر مقالات اين كتاب برگرفته از كتاب هاي نويسندگانشون بوده كه فقط درمورد مي 68 هم نبوده و موضوعات مفصل تر و پيچيده تري رو هم مطرح مي كرده. اين مقاله ها فقط تكه پاره هايي از كتاب اصلي نويسنده اش بوده كه جسته و گريخته از اينور و اونور جمع آوري شده. به اين كار مي گن كتاب سازي كه متاسفانه اين روزها خيلي باب شده. ظاهرا شما هم از اين فضاي بيمار در امان نبوده و همگام شديد با جماعت كتابساز. كارهاي جديتري مي شد در مورد اين موضوع كار كرد.

جويا

مي شد يه كار تحقيقي تاليفي خوب ارايه كنيد، چرا ترجمه؟ چرا چسباندن بي ربط يكسري اسمهاي دهن پركن؟ منم با نظر قبلي موافقم. به نظرم «وصله گي» اومد كل كار و خيلي نپسنديدم

كاوه

سلام. من كتاب را ديدم. به هر حال خسته نباشيد. اما پاسخهاي شما به دوستان زير قانع كننده نيست. بدين ترتيب خود شما پذيرفته ايد كه كارتان فقط كتابسازي است. كتابسازي كار چندان ارزشمندي نيست. مي شود براي هر موضوعي چندتا مقاله پيدا و ترجمه كرد. اما به نظر مي آيد كه چپ بودن و شعاردادن در مورد آن هم به گفته دوست زير مثل كتابسازي مد روز شده براي تني چند از روشنفكران. شما خيلي اصرار به چپ بودن داريد و اين نكته را چندين بار تكرار كرده ايد. نيازي به اين كار نيست. خواننده مي 68 حداقل اين را مي داند. اما روح حاكم بر اين ترجمه ,انتخاب مقالات و مقدمه آن, حاكي از نوعي خودستايي مترجمان و اصرار آنان بر چپ بودنشان است و نه دغدغه آنان براي روشنگري مي 68. در پاسخ هاي شما نيز اين نكته قابل لمس است.متاسفانه اين هم از خصوصيات جامعه بيمار ماست.

بهروز نظری

سلام بیش از اندازه مشتاق خواندن کتاب شما درباره ی هگل هستم.چه کمکی میتوانید به من بکنید؟راستی نظر شما درباره ی ترجمه ی باقر پرهام از پدیدار شناسی روح چیست؟

بهروز نظری

جناب اردبیلی سلام انتشار قریب الوقوع کتاب شما درباره ی هگل را بیصبرانه چشم انتظار هستم.من (نقد عقل محض) را ترجمه کرده ام و به زودی منتشر خواهد شد .لطفاَ نظرات انتقادی خود را با من در میان بگذارید.خواهشمندم در اولین فرصت تاریخ دقیق انتشار کتاب خودتان را برای من بنویسید.اسم وبلاگ من هست(نقد عقل محض) بهروز نظری.متشکرم