دربارۀ کتاب "هگل" از مجموعۀ دایره‌المعارف استنفورد

           

منبع: خبرگزاری کتاب ایران

توضیح ایبنا: متن زیر بخشی از مقدمۀ مترجم فارسی کتاب هگل از مجموعه دایره‌المعارف استنفورد به دبیری مسعود علیا است که توسط محمدمهدی اردبیلی ترجمه شده و اسفندماه امسال به همت انتشارات ققنوس منتشر شده است. به دلیل انسجام و همسان‌سازیِ کل مجموعه و فقدان مقدمۀ مترجم در سایر مجلدات، بنا به صلاحدید دبیر مجموعه و هماهنگی با مترجم، مقدمۀ مترجم از کتاب حذف شده و تنها بخش‌هایی از آن که به توضیح برخی واژه‌ها و اصطلاحات می‌پرداخته در قالب پی‌‌نوشت‌هایی جداگانه به کتاب افزوده شده‌اند. به همین دلیل، مترجم بخش مختصر و انتهاییِ مقدمۀ خود را که مشخصاً به معرفی خود کتاب و برخی نکات مربوط به ترجمۀ آن اختصاص یافته، برای ایبنا ارسال کرده است که می‌توان آن را به نوعی، معرفیِ مقدماتی خود کتاب (مدخل هگل، اثر پل ردینگ) تلقی کرد:

 

کتاب «هگل» ترجمه مدخل «هگل» از دایره‌المعارف استنفورد است و به رغم حجم اندکش، کوشیده است تا بارقه‌ای بر فهم اندیشۀ هگل بیافکند. کتاب پس از اشاره‌ای مختصر به زندگی و آثار هگل به رویکردها و رهیافت‌های تفسیری مختلف و عمدتاً معاصر به فلسفۀ هگل می‌پردازد که شاید در شرحی با این حجم چندان لزومی برای طرح آنها وجود نداشت، اما نگارنده نشان می‌دهد که نسبت به جریانات مختلف، اعم از سنت‌گرایان، پساکانتی‌ها، متافیزیک سنتی و بازبینی شده، اشراف کامل دارد و به طور کلی می‌توان ادعا کرد که هیچ مفسر یا شارح جدی‌ای در زمینۀ فلسفۀ هگل (به ویژه در زمان معاصر) وجود ندارد که نگارنده به آن اشاره‌ای نکرده یا آن را تحت یکی از دسته‌بندی‌های تفسیری جای نداده باشد. بعد از طرح این مباحث در خصوص بستر و زمینۀ خوانش و فهم هگل در جهان ما، نگارنده تفسیرش را با شرح مختصر 3 اثر کلیدی هگل به پایان می‌برد. این سه اثر عبارتند از پدیدارشناسی روح، دانشِ منطق و عناصر فلسفۀ حق.

یکی از ویژگی‌های شرح پیشِ رو این است که نگارنده به توضیح واضحات نمی‌پردازد و اندک مجالی را که دارد، با داستان‌های تکراری و کلیشه‌ای نسبت به هگل تلف نمی‌کند. این نکته باعث می‌شود تا کتاب نه تنها برای مخاطب مبتدی و صرفاً علاقه‌مند به هگل، بلکه همچنین برای مخاطبان پرمطالعه و هگل‌خوانده هم مطالب قابل استفادۀ زیادی داشته باشد. بنابراین، در شرح آثار فوق، نگارنده کوشیده تا علاوه بر به دست دادن طرحی نسبتاً منسجم از هر اثر، پروبلماتیک خود را نیز پیگیری کند و بر بخشی از اثر یا یک مفهوم خاص تمرکز و تاکیدی مضاعف داشته باشد. این مساله حتی در بررسی خود کتاب‌ها نیز هویداست که نویسنده، بنابه رویکردهای خود، بخش اعظم اثر را نه به شرح پدیدارشناسی روح یا فلسفۀ حق، بلکه به دانشِ منطق اختصاص داده است.

این همه نباید ما را به نادیده گرفتن این حقیقت سوق دهد که اثر بیش از آنکه یک کتاب جامع در مورد هگل باشد، هم از حیث کمیت و هم از حیث کیفیت، شبیه به یک مقاله است. وجوه بسیاری از اندیشۀ هگل و حتی برخی مفاهیم و دقایق کلیدی وجود دارند که نگارنده یا به آنها اشاره نکرده‌است یا با ذکر کلمه یا جمله‌ای آنها را ناگشوده رها ساخته است. اما از سوی دیگر باید کارکرد دایره‌المعارفی و محدودیت‌های نگارنده را نیز درنظر آورد که علی‌رغم این همه، اثری قابل قبول و قابل استفاده را در خصوص فلسفۀ هگل برای علاقه‌مندان عرضه کرده است.

همچنین در خصوص ترجمۀ کتاب لازم به ذکر است که مترجم شدیداً از جعل یا واژه‌سازی کاذب اجتناب کرده و همچنین تقدسی نه برای زبان مبداء و نه برای زبان مقصد قائل نشده و غایت خود را انتقال معنا و مازاد آن، و حراست از امکان فهم آن توسط مخاطب قرار داده است. لذا معادل‌گذاری‌ها عمدتاً معادل‌هایی مصطلح و رایج هستند که نتیجۀ سال‌ها مطالعه، ترجمه و تدریس مباحث مربوط به فلسفۀ هگل است. پس با این اوصاف، توضیح خاصی نیز در خصوص توجیه و توضیع معادل‌گذاری‌ها باقی نمی‌ماند و مابقی مقدمه تنها به توضیح مختصر چند معادل معدود خواهد پرداخت.

1-    واژۀ subject (Subjekt در آلمانی) عموماً یکی از مساله‌برانگیزترین اصطلاحات برای ترجمه است. در زبان فارسی، در ازای آن از معادل‌هایی نظیر ذهن، فاعل شناسا، نفس، عامل شناسایی، صورت ذهنی، شناساگر، شناسنده، عامل، داننده، ذهن عالِم و غیره استفاده شده است که همگی برای انتقال معنای آن نابسنده‌اند. در واقع هرکدام از این معادل‌ها یا وجه ذهنی واژه را نادیده می‌گیرند، یا وجه کارکرد فعالانۀ آن را و یا وجه عملی آن را. کارکرد این اصطلاح در فلسفۀ اخلاق، فلسفۀ سیاسی و حتی ایمان دینی باعث می‌شود که حتی دلالت‌هایی دیگر نیز بر آن افزوده شود. از طرف دیگر، خود ریشۀ معنایی واژه در زبان لاتین (sub (زیر) + ject (افکنده، ایستاده)) نیز در هیچکدام از معادل‌های فارسی به چشم نمی‌خورد و مشکل زمانی دوچندان می‌شود که به اصطلاح مقابل آن یعنی object برمی‌خوریم و می‌کوشیم تا در برابر دوگانۀ subject-object از معادل دوگانه‌ای در زبان فارسی استفاده کنیم که عموماً به همان معادل ناقص «ذهن-عین» می‌انجامد. لذا با توجه به معادل‌گذاری قابل دفاعِ اخیراً باب شده در ترجمۀ متون فلسفی در ازای اصطلاح‌های subject و object، در این ترجمه از همان معادل سوژه و ابژه استفاده شده است و در نتیجه سایر مشتقات این دو واژه نیز حتی‌الامکان به همین شکل ترجمه شده‌اند. Subjective به سوبژکتیو، objective به ابژکتیو، subjectivity به سوبژکتیویته، objectivity به ابژکتیویته (که هر چند معادل عینیت در ازای آن قابل قبول است و برای مخاطب فارسی زبان قابل فهم‌تر است، اما به دلیل نابسندگی معادل «ذهنیت» برای قطب مخالف معنایی آن، به ناچار از همین فرم تبعیت شده است)، و حتی معادل intersubjectivity که معادل نابسندۀ بین‌الاذهانیت به جای آن مصطلح شده است، به بیناسوبژکتیویته برگردانده شده است که در فلسفۀ هگل جایگاه ابژکتیویته را اشغال می‌کند.

2-    اصطلاح فلسفی actual که مترجم در آثار قبلی‌اش، به واسطۀ کارکرد خاص آن در زبان هگل و با الهام از معادل‌گذاری باقر پرهام، آن را به برون‌ذات (در مقابل درون‌ذات) برگردانده بود، به دلیل بسندگی نسبی معادل مصطلح (بالفعل در مقابل بالقوه)، عدم تمایل به واژه‌سازیِ غیرضروری، و همچنین قابلیت بهتر ترجمۀ مشتقات آن، در این کتاب به همان معادل مصطلح «بالفعل» برگردانده شده است. در نتیجه actuality به فعلیت، actualization به فعلیت‌بخش و actualized به فعلیت‌یافته ترجمه شده‌اند.

3-    در خصوص مناقشات درگرفته در خصوص ترجمۀ اصطلاح هگلی Geist نیز، خوشبختانه خود نگارندۀ کتاب معادل spirit را برگزیده است که در متن فارسی به «روح» بازگردانده شده است. در اینجا ارائۀ توضیح بیشتر در این خصوص لازم نیست و مخاطب به مقدمۀ کتاب دیگری از مترجم در باب پدیدارشناسی روح ارجاع داده می‌شود که در آنجا با برشمردن معادل‌های فارسی در ازای Geist آلمانی (از قبیل معادل‌های مطلقاً مغلوط و ناشی از سوءفهم مانند «ذهن» و «جان»، و معادل‌های نارسایی مانند «روان» و «ذهنِ روحانی‌شده» و حتی ترجمۀ بدون تغییر آن به همان شکل «گایست»)، نهایتاً از معادل «روح» در ازای Geist دفاع شده است.[1]

4-    یکی دیگر از اصطلاحاتی که مترجمان فارسی را (برخلاف مترجمان انگلیسی زبان) به زحمت می‌اندازد و هنوز خود مترجم نیز در قبال آن به نتیجه‌ای قطعی دست نیافته، اصطلاح ethics در کنار اصطلاح morality است. هر دوی این اصطلاحات را بسیاری از مترجمان «اخلاق» ترجمه می‌کنند. در اندیشۀ هگل هر کدام از این اصطلاحات واجد معانی متفاوتی هستند. زمانی که هگل از moralität (معادل morality در زبان آلمانی) سخن می‌گوید، منظوری همان اخلاق فردی (مانند اخلاق دینی یا اخلاق کانتی) است که برآمده از عقل، ایمان یا وجدان فردی می‌باشد. در سوی مقابل، مراد هگل از Sittlichkeit (معادل ethics در زبان آلمانی) به نوعی اخلاق عمومی و اجتماعی (مانند اخلاق آتنی یونان باستان یا نظام اخلاقی مبتنی بر قرارداد اجتماعی لاک و روسو) اشاره دارد که بیشتر عرفی و قراردادی است. در این ترجمه در ازای morality از همان معادل رایج «اخلاق» استفاده شده است، اما در ازای ethics معادل «اخلاقیات» به کار رفته است.

در انتها لازم به ذکر است که کلیۀ پاورقی‌های کتاب از مترجم فارسی است. همچنین در انتهای کتاب واژه‌نامه‌ای تعبیه شده است تا اگر مخاطبان در متن فارسی واژه‌ای را نابسنده یا نامفهوم یافتند، بتوانند به معادل اصلی آن دسترسی داشته باشند. همچنین از آنجایی که این اثر ممکن است به عنوان اثری ابتدایی و معرفی‌کننده در خصوص فلسفۀ هگل مورد استفادۀ مخاطب تازه وارد قرار گیرد، تلاش شده است تا واژه‌نامۀ پایانی کتاب گسترۀ وسیع‌تری را دربرگرفته و تعداد بیشتری از واژه‌های کلیدی اصلیِ مربوط به فلسفۀ هگلِ موجود در کتاب را در خود جای دهد. در پایان لازم است از دکتر مسعود علیا کمال تشکر را داشته باشم که ویرایش این اثر را بر عهده گرفت.


[1] اردبیلی، محمدمهدی، 1390، آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل، 1390، تهران: روزبهان، صص 28 – 32.

/ 0 نظر / 62 بازدید