در حاشیه مدرنیته
آنجا که خطر هست قدرتی نجات‌بخش نیز خواهد بالید (هولدرلین)
نویسنده: محمدمهدی اردبیلی - یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳


1. در میانۀ جنایات اسرائیل در غزه، ژست محکوم کردن هر دو طرف، لزوما به معنای رفع دیالکتیکی وضعیت نیست. مساله این نیست که دو سوی برافروزندۀ آتش جنگ، اسرائیل و حماس هستند و بازتولیدکنندۀ رفتار یکدیگرند و لذا باید هر دو را نقد کرد. این رویکردِ منتقدِ هر دوطرف، عملاً به توجیه جنایات اسرائیل منجر می‌شود. علی رغم انتقادات به رفتار حماس، نباید فراموش کرد که این رفتار واکنشی منطقی به رفتار اسرائیل است. موشک پراکنی به اسرائیل، حداقل واکنش ملتی سرکوب شده، آواره، محاصره شده، مستمراً تحت ستم و بی‌پناه است. در تنها انتخابات واقعاً دموکراتیک در سال 2006 جنبش حماس توانست با کسب اکثریت آراء دولت تشکیل دهد که البته بلافاصله توسط مدعیان غربیِ دموکراسی مورد هجمه قرار گرفت. سنی بودن حماس، عرب بودنشان، روابطشان با ایران، هیچکدام نمی‌تواند نادیده گرفتن حماس به عنوان نماینده مردم غزه را توجیه کند. صرف نظر از انتقاداتی که به حماس داشته و دارم، اما شرطهای حماس برای پذیرش آتش بس حداقل شرطهای انسانی است و به هیچ وجه نباید حماس را مجبور به پذیرش آتش بسِ بی‌قیدوشرط و بازگشت به همان مرگ تدریجی مردم غزه در بزرگترین زندان دنیا کند. 
2. این جمله را بارها و بارها شنیده‌ایم که «دیگر این همه حرف زدن و به اشتراک گذاشتنِ خبرها و عکس‌ها بس است» یا «چرا اینقدر گریه و زاری می‌کنیم» یا «بیایید "واقعا" کاری کنیم». صرف نظر از سویۀ معطوف به عمل این عبارات و دعاوی، که نشان از تمایلی عملگرایانه دارد، می‌توان از آن اتفاقا به عنوان راهی برای تخطئۀ دیگران و هیچ کاری نکردنِ مضاعف نیز بهره برد. آنها که بیش از همه نسبت به انفعال دیگران غُر می‌زنند، بیش از همه «هیچ کاری نمی‌کنند».
3. این ادعا که چرا بیش از حد بر مسالۀ جنایات اسرائیل در «غزه» تاکید می‌شود و اتفاقات دیگری، مانند پیشروی داعش، جنایات علیه کردهای سوریه، وضعیت حقوق بشر در ایران، حوادث محیط زیست و ... مسکوت باقی مانده‌اند، از اساس ادعایی فریبکارانه است. تاکید بر یک فاجعۀ معین، به هیچ وجه به معنی نفی ستم در جای دیگر نیست. در اینکه باید تمام ابعاد ستم در هرجای دنیا برملا و افشا شود، تردیدی نیست، اما این مساله به هیچ وجه نباید توجیهی در نفی تبعیض آمیزِ این برملاسازی باشد. به ویژه اینکه مسالۀ فلسطین اکنون یک جزءِ برسازنده و بازنمایانندۀ کل وضعیت بشری است.
4. در مسالۀ فلسطین ما با دو طرف یا با دو قربانی هم ارز مواجه نیستیم، بلکه از یک سو با یک ملت آواره و از سوی دیگر با مهاجرانی اشغالگر روبرو هستیم. پس بی‌طرفی، یا یافتن راهی بینابین از اساس باید رد شود. در نتیجه سخن از «قربانیان دو طرف» که شبکه های خبری زیاد به آن استناد می‌کنند، اساساً بی‌معناست. کشتگان طرف مهاجم قربانی نیستند، همانگونه که سربازان ارتش آلمان نازی در کشورهای اشغال شده یا کشته شدگان بعثی در شهرهای ایران را نمی‌توان قربانی نامید. تنها «دفاع مشروع»، دفاع فلسطینیان از خانه‌شان در برابر اشغالگران است، هر عملی از جانب اسرائیل از آن حیث که اسرائیل است، اساساً نامشروع است.
5. مسالۀ فلسطین مساله‌ای کلی و جهانشمول است. هر شکلی از فروکاستن آن به تقسیم‌بندی‌های هویتی، فرقه‌ای، مذهبی و حتی مناسبات سیاسی بین‌المللی در وهلۀ اول بلاموضوع است. هر رویکردی که خواسته یا ناخواسته در تحلیل مساله فلسطین، و حتی بدتر از آن، در قضاوت دربارۀ این مساله، بخواهد فلسطینی‌ها را پیش از هرچیز، عرب (در برابر فارس یا کرد)، سنی (در برابر شیعه) یا غیر هموطن (نمونۀ تاسف بار شعار «نه غزه، نه لبنان») بداند، نهایتا با پاک کردن اصل مساله، خواهد کوشید تا بر تعارض‌های هویتی کاذب دست بگذارد و ستم را توجیه و ترویج نماید.
6. فقدان یک راهکار ایجابی و معین برای یک مساله یا وضعیت، به هیچ وجه نباید به عنوان بهانه ای برای توجیه وضع موجود تلقی باشد. در چنین وضعیتی باید به راهکارهای اساساً نفی کننده راه برد: و در مورد فعلی، نفیِ مطلقِ اسرائیل.
7. نفی مطلق اسرائیل به هیچ وجه به معنای کشتار همه کسانی که خود را اسرائیلی می دانند نیست. نفی مطلق اسرائیل، نفی ایدۀ اسرائیل است. به همین دلیل حتما باید بین اسرائیل و یهودیان فرق گذاشت. نفی مطلق یهودیان نتیجه ای جز آشویتس ندارد. اما همانگونه که نفیِ داعش نه نفی کلیت مسلمانان، بلکه نفی ایدۀ داعش است، نفی مطلق اسرائیل، رهاسازی همگان از ایدۀ اسرائیل در مقام ایده ای نژادپرستانه-فاشیستی است. این همگان نه تنها فلسطینیان، بلکه حتی خود یهودیان را هم دربرمی گیرد. پس نفی اسرائیل، نه به معنای نابودی یهودیان، بلکه به معنای تغییر و بازصورتبندی وضعیت خاورمیانه است. نباید فراموش کرد که هر شکلی از رهاسازی مستلزم رهاسازی همه است: هم یهودیان و هم مسلمانان و هم دیگران، پیش از آنکه یهودی، مسلمان یا غیره باشند. شاید تعبیر هگلیِ دقیق تر متناظر با اصطلاح نفی، همانا رفع یا آفهبونگ وضعیت است.
منبع: پارسینه

(دانلود نسخه چاپی: http://www.parsine.com/fa/print/193527)

... دکتر محمدمهدی اردبیلی ... نویسنده، مترجم و مدرس فلسفه
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :