در حاشیه مدرنیته
آنجا که خطر هست قدرتی نجات‌بخش نیز خواهد بالید (هولدرلین)
نویسنده: محمدمهدی اردبیلی - پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٢

مقدمه‌ای بر آثار ژرژ باتای[1]

الکساندر کوژو

 منبع: ناممکن http://naamomken.org/805

 

دانش هگلی را، که تاریخ گفتمان فلسفی و کلامی (الهیاتی) را به یاد آورده و انسجام می‌بخشد، می‌توان به صورت زیر جمع‌بندی و خلاصه کرد:

از زمان تالس تا روزگار ما، فلاسفه، در عین تلاش برای دست یافتن به سرحدات تفکر، بر سر مسالۀ معرفت به مناقشه پرداخته‌اند که آیا این تفکر باید در سه یا دو متوقف شود یا به [یک اصل] واحد دست یابد، یا دست کم، در واقع با تکامل یافتن به یک جفت [ایدۀ مکمل]، به سوی یک تفکر واحد متمایل شود.

پاسخ هگل به این مساله چنین بود:

انسان، یک روز، مطمئناً به واحد دست خواهد یافت، روزی که از وجودش دست بشوید، به بیان دیگر، روزی که هستی دیگر در گفتار آشکار نشود، آنجا که خداوند، محروم از لوگوس، دگر بار به گسترۀ مبهم، تیره و خاموش الحادِ بنیادینِ پارمنیدسی بدل شود.

اما تا زمانی که انسان به عنوان موجودی می‌زید که از هستی سخن می‌گوید، هیچگاه نمی‌تواند از سه‌گانۀ (تثلیث) تقلیل نیافتنی‌ای فراتر رود که او، خودش، هست، و این همانا روح است.

 تا آنجا که دو مدنظر است، این [همان] روح مکارِ وسوسۀ بی‌وقفه برای رویگردانی استدلالی از معرفت، یا به تعبیر دیگر، رویگردانی از گفتمانی است که با هدف حفظ خود در [وادی] حقیقت، ضرورتاً در خود فروبسته می‌شود.

چگونه می‌توان در اینجا به این مساله پاسخ گفت که هگلیانیسم و مسیحیت، در بنیادشان، دو صورت تقلیل نیافتنی از ایمان هستند؛ یکی ایمان سنت پلی[2] به رستاخیز مسیح، و دیگری، ایمان مادی و این‌جهانی است که آن را عقل سلیم می‌خوانند؟

 هگلیانیسم نوعی الحاد گنوسی[3] است که اگر بخواهیم از تعابیر تثلیث‌گرایانه استفاده کنیم، می‌توان گفت که اولویت را به ناروا به روح القدس نسبت می‌دهد.

به هر حال، صفحاتی که در ادامه می‌آیند[4] ورای گفتمان دورانی هگلی[5] جای گرفته‌اند.

می‌ماند پاسخ به این مساله که آیا این صفحات نوعی گفتمان (که می‌توانست در این مورد، ارزش ابطال داشته باشد) را شامل می‌شوند یا می‌توان در آنها نوعی سکوت تامل آمیز و ژرف اندیشانه در قالبی زبانی را یافت؟ حال، اگر تنها یک راه ممکن برای بیان حقیقت وجود داشته باشد، راه‌های بیشماری نیز برای پوشیده نگاه داشتن آن (در سکوت) وجود دارد.

الکساندر کوژو

12/5/1950



[1] این مقاله ترجمه‌ای است از منبع زیر:

Translation by Rowan G. Tepper, of: Alexandre Kojève, "Préface à l'œuvre de Georges Bataille", in: Georges Bataille, Œuvres Complètes tome VI, p. 363. (1/25/2008).

به دلیل باواسطه بودنِ منبع انگلیسیِ مورد استفادۀ مترجم فارسی، لازم است از سمیرا رشیدپور تشکر کنم که ترجمۀ نهایی را با متن اصلی فرانسوی مطابقت داد و نکات مفیدی را گوشزد کرد.

[2] Pauline faith

[3] Gnostic heresy

[4] منظور آثار ژرژ باتای است.

[5] circular Hegelian discourse

... دکتر محمدمهدی اردبیلی ... نویسنده، مترجم و مدرس فلسفه
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :