در حاشیه مدرنیته
آنجا که خطر هست قدرتی نجات‌بخش نیز خواهد بالید (هولدرلین)
نویسنده: محمد مهدی اردبیلی - پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۱

 مطلب زیر در ویژه نامه هگل کتاب ماه فلسفه، فروردین ماه 1391، به چاپ رسید. همچنین نسخه ای اصلاح و خلاصه شده از آن در روزنامه اعتماد، چهارشنبه 24 خردادماه 1391 منتشر شد.
لینک مطلب اعتماد:        

   http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2520399 

                   

ما و ترجمه فارسی «عناصر فلسفه حق»

محمدمهدی اردبیلی

ترجمه فارسی این کتاب که توسط مهبد ایرانی‌طلب انجام پذیرفته، برای نخستین بار در سال 1387توسط نشر پروین (با همکاری نشر قطره) به چاپ رسید که علی‌رغم نایاب شدنش، تاکنون تجدید چاپ نشده است. این ترجمه را به طور کلی می‌توان ترجمه‌ای قابل قبول و قابل استفاده دانست و تسلط مترجم به زبان انگلیسی و رشته‌ی حقوق نیز در آن نمایان است. علاوه بر آن، این کتاب نخستین اثر هگل است که به طور کامل به فارسی ترجمه شده و به چاپ رسیده است. در خصوص این ترجمه چند نکته انتقادی قابل ذکر است:

1- به نظر می‌رسد یکی از انتقاداتی که می‌توان بر فرم این ترجمه وارد ساخت، تلاش مترجم، عمدا یا سهوا، در راستای این هدف است که به مخاطب بقبولاند این اثر مستقیما از زبان آلمانی ترجمه شده است. در شناسنامه‌ی کتاب، عنوان منبع اصلی را تنها Grundlinien der Philosophie des Rechts معرفی می‌کند. این بدان معناست که اثر مستقیما از متن اصلی آلمانی برگردانده شده است. تمام اصطلاحات مورد اشاره‌ی مترجم در پیشگفتار و متن اصلی نیز به زبان آلمانی (یا زبان‌های دیگر مورد استفاده هگل در متن اصلی همچون لاتین) است و به طور کلی در طول متن کتاب هیچ اشاره‌ای به معادل انگلیسی واژه‌ها نشده است. اما یادداشت‌های پایانی کتاب همانگونه که مترجم فارسی اذعان می‌دارد، «با استفاده از یادداشت‌های آلن وود و دیگر منابع در دسترس» (ص 3) (که البته نامی از این منابع و مولفین آنها آورده نشده)، نوشته شده است. قالب کتاب نیز، اعم از پاورقی‌ها، شماره‌ی بندها، یادداشت‌های مترجم و ویراستار، بی‌کم و کاست مشابه ترجمه انگلیسی نیزبت[1] است؛ و همین مساله ما را به سوی این گمان سوق می‌دهد که متن اصلی مورد استفاده مترجم فارسی، ترجمه انگلیسی کتاب بوده است، و مترجم فارسی، در بهترین حالت، نظری هم به متن اصلی آلمانی داشته است. اما علاوه بر تمام نکات فوق خالی از لطف نخواهد بود به نمونه‌ی زیر از پیشگفتار این کتاب توجه کنیم:

 

* متن اصلی آلمانی: so ist es dasselbe mit dem Staate

* ترجمه فارسی از متن آلمانی: [این گفته] را به طور مشابه می‌توان برای علم دولت نیز به کار برد.

* متن ترجمه انگلیسی: the same applies to philosophy and the state.

* ترجمه فارسی از متن انگلیسی: : [این گفته] را به طور مشابه می‌توان برای فلسفه و دولت نیز به کار برد.

* ترجمه فارسی ایرانی طلب: همین حکم درباره‌ی فلسفه و دولت، هم، صادق است (ص 20).

به هر حال جالب توجه است که ترجمه فارسی منتشرشده، عینا همان اشتباهی را تکرار می کند که ترجمه انگلیسی دچار آن شده است. علاوه بر این، می‌توان به نمونه‌ها و نکاتی مشابه در ترجمه و معادل‌سازی‌های موجود در ترجمه‌ی فارسی اشاره کرد، اما پرداختن بیشتر به این بحث از دامنه‌ی حوصله و رسالت این نوشتار خارج است و موفقیت نگارنده در اثبات یا عدم اثبات این ادعا نیز به نتایج چندان قابل استفاده‌ای منجر نخواهد شد. 

2- با توجه به اینکه این کتاب «نخستین اثر کامل هگل است که به فارسی ترجمه و منتشر می‌شود» (ص 1)، پیشگفتار کتاب به هیچ وجه رسالتی را که می‌توان از آن انتظار داشت برآورده نمی‌سازد. این پیشگفتار به جای آنکه شرحی در باب فلسفه‌ی حق و جایگاه آن در کل فلسفه‌ی هگل، یا مقدمه‌ای کوتاه جهت آشنایی مخاطب با نویسنده‌ی کتاب، یا حتی توضیحاتی در باره‌ی مواجهه‌‌ی فارسی زبانان با هگل یا سابقه و مسائل مربوط به ترجمه‌ی فارسی هگل در ایران باشد، صرفا یادداشتی کوتاه و پراکنده است که به جای به دست دادن «پاره‌ای توضیح‌ها درباره‌ی زبان و سبک نوشته‌ی هگل، [که] برای فهم این اثر پیچیده و بسیار دشوار ضرورت کامل دارد» (ص 1)، تنها به اشاره‌ای بسیار مختصر و ناقص به چند اصطلاح آلمانی و یکی دو نکته در باب کروشه‌ها و پرانتزها بسنده می‌کند و در نهایت تمام این ضعف را در پس این ادعای جالب توجه! پنهان می‌سازد که هیچگونه «اظهار نظر درباره‌ی محتوای کتاب و فکر هگل را به عهده نمی‌گیرم» (ص 3). 

3- معادل‌های به کار رفته توسط مترجم فارسی نیز عمدتا معادل‌هایی قابل دفاع به شمار می‌روند و خوشبختانه خود مترجم در پیشگفتارش خاطر نشان می‌سازد که «هرگونه تعصبی را نسبت به به‌کارگیری واژه‌های عربی یا فارسی کنار گذارده» (ص 3) است و در نتیجه از درافتادن به دام واژه‌سازی‌های کاذب برآمده از "فارسی‌سازی افراطی همه چیز"در امان مانده است. اما به نظر می‌رسد در ازای برخی از معادل‌ها می‌توان از معادل‌های دقیق‌تر یا کم‌خطاتری بهره برد؛ به عنوان نمونه، معادل "مثال" برای idee آلمانی یا idea در انگلیسی، که ناشی از نوعی سوء فهم است که ایده‌ی هگلی را با مثال افلاطونی خلط می‌کند؛ یا معادل فارسی شکلی (یا شکل) برای formal (یا form)، که معادلی نامصطلح است و امکان دارد منجر به نادیده گرفتن تمایز صورت و محتوا شود؛ یا معادل دشوار و نامتعارف پاداَفْرَه در ازای Wiedervergeltung آلمانی (retaliation یا retribution در انگلیسی) که می‌توان آن را در فارسی با معادل‌های کیفر، جزا یا مجازات بیان کرد، که با توجه به شیوه‌ی ترجمه‌ی فارسی و انتخاب واژگان روان و متعارف توسط مترجم، نمونه‌ای عجیب و استثنایی به شمار می‌رود؛ یا استفاده از معادل رایج غلط، ناقص و نارسای "ذهنی" در ازای subjektiven آلمانی یا subjective انگلیسی که در ترجمه‌های صحیح‌تر، دقیق‌تر و متاخرتر دیگر به همان شکل ترجمه نشده‌ی "سوبژکتیو" به کار می‌رود (همین مساله در خصوص subject و  subjectivity که به ذهن و ذهنیت ترجمه می‌شود، و همچنین در خصوص اصطلاحات مقابل آنها، یعنی object، objective و objectivity که به ترتیب به عین، عینی و عینیت ترجمه می‌شوند، نیز به طور مشابه صادق است)؛ یا معادل "ملغی کردن" یا "مستحیل ساختن" یا "حذف کردن" برای اصطلاح مشهور هگلی aufhebung، که تنها می‌توان آن را ناشی از عدم اطلاع مترجم نسبت به وجه دوگانه‌ی اصطلاح aufhebung (که به طور توامان واجد هر دو معنای حذف/حفظ، لغو کردن/نگه داشتن، نفی/اثبات است) و جایگاه تعیین کننده‌ی این کارکرد دوگانه در دیالکتیک هگلی تلقی کرد؛ و ایراداتی از این دست ....

 4- علاوه بر این، مترجم فارسی در پیشگفتارش توصیفی را از negative و positive هگلی به دست می‌دهد که برای کسی که حتی آشنایی اندکی با فلسفه‌ی هگل داشته باشد، حیرت آور است: «منظور هگل از "منفی" تاثیرپذیر یا منفعل و از "مثبت"، تاثیرگذار است» (ص 2). گذشته از معنای اخلاقی مثبت و منفی مرتبط با خیر و شر، صفت  negative (منفی یا سلبی) و  positive(مثبت یا ایجابی) در فلسفه‌ی هگل اساسا هیچ ارتباطی به فعال یا منفعل بودن موصوف ندارد، بلکه امر منفی یا سلبی، امری است که اثبات خود را در نفی یا سلب دیگری می‌جوید و اتفاقا این نفی یا سلب را به شکلی کاملا فعالانه و تعین بخش انجام می‌دهد. این نفی از نظر هگل نه تنها منفعلانه نیست بلکه موتور محرکه‌ی فلسفه و به تعبیری کل تاریخ است. علاوه بر این برداشت از واژه‌ی منفی، هگل بارها از آزادی مثبت یا ایجابی در برابر آزادی منفی یا سلبی دفاع می‌کند که معنای آن نیز تا حدی مشابه است. در حقیقت آزادی منفی، آزادی‌ای است که صرفا به واسطه نفی موانع یا محدودیت‌ها تعریف می‌شود، اما آزادی مثبت، آزادی‌ای است که از دل خود برآمده و آزادی‌اش را نه از نفی صرفِ محدودیت‌های خارجی، بلکه از رابطه‌ی شبه-کانتی وظیفه و قانون اخذ می‌کند. در نتیجه روح هر چه فعال‌تر باشد، از حیث دیالکتیکی منفی‌تر است.

5- نکته‌ی دیگری که به نظر قابل ذکر می‌آید بی‌تفاوتی نویسنده نسبت به ارائه‌ی معادل اصلی واژه‌ها یا اصطلاحات به زبان آلمانی یا انگلیسی در پاورقی است که همین امر باعث می‌شود تا مخاطب در صورت عدم درک یک واژه، نتواند به واژه یا معادل اصلی آن دسترسی داشته باشد و از آن به عنوان وسیله‌ای برای تکمیل فهم یا اجتناب از سوءفهم بهره ببرد. مترجم این خلاء را حتی با قرار دادن واژه‌نامه‌ای، هر چند مختصر، در انتهای کتاب جبران نکرده است.

6- با وجود تمام انتقادات فوق، همانگونه که ابتدائا خاطر نشان شد، ترجمه‌ی فارسی این اثر را، صرف نظر از انگلیسی یا آلمانی بودن منبع اصلی آن، می‌توان ترجمه‌ای قابل قبول و قابل استفاده دانست که مترجم فارسی تلاشی بسیار مشهود برای تدقیق و روان‌سازی آن انجام داده است، اما شاید ایراد اصلی این است که هرچند مترجمِ اثر مترجمی قوی است، اما به گفته‌ی خودش، دانشش نسبت به هگل ناکافی، و انگیزه‌اش از ترجمه‌ی این اثر‌ نیز نامعلوم بوده است: «من "معلم" فلسفه نیستم، "هگل شناس" نیستم و تعلق خاطر ویژه‌ای، هم، به هگل ندارم و یگانه پاسخم به این پرسش غریب، اما، مرسوم که "انگیزه"ات از ترجمه‌ی اثری از هگل – عناصر فلسفه‌ی حق – به فارسی چه بود، این است که نمی دانم»[2].



[1] Hegel, (1991), Elements of the Philosophy of Right, translated by: H. B. Nisbet, edited by: Allen W. Wood, Cambridge & New York: Cambridge University Press. 

[2] نادانی و بددانی، مهبد ایرانی طلب، روزنامه اعتماد، ضمیمه، 8 مهر 1388.

... دکتر محمدمهدی اردبیلی ... نویسنده، مترجم و مدرس فلسفه
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :